آلن بارنارد
عباس مخبر
انسانشناسی هلندی
Dutch anthropology
انسانشناسی هلندی دارای تاریخی متمایز و یگانه است و برای توضیح آن به جهان خارج منابع انگلیسی زبان به اندازه کافی وجود دارد (بهطور مثال Kloos and Claessen 1975, 1981, 1991). اساساً در هلند دو سنت انسانشناختیِ متمایز وجود دارد که در آن کشور معمولاً «انسانشناسی فرهنگی» (ازجمله انسانشناسی ساختاری) و «جامعهشناسی جوامع غیرـغربی« نامیده میشوند.
به ظن قوی انسانشناسی فرهنگی هلندی در قلمروهای استعماری هند شرقیِ هلند آغاز شد؛ جایی که افسران ارشد استعماری سده نوزدهم قادر بودند برای مقاصد اداری خود دست به ثبت زبانها و آداب و رسوم مردمان بومی بزنند. در سال ۱۸۷۷ یک کرسی در لیدن و در سال ۱۹۰۷ یک کرسی در آمستردام تأسیس شد و مسئولان آنها گرچه در آغاز به تطورگرایی٭ تمایل داشتند، همکاری وسیعی را میان تشکیلات استعماری و پژوهش مردمشناسانه برقرار کردند. سنت ساختارگرایی، که بسیاری از صاحبنظران غیرهلندی آن را جوهر انسانشناسی هلندی بهشمار میآورند، در دهههای ۱۹۲۰ و بهویژه ۱۹۳۰ سیطره یافت و آثارِ ف. آ. اِ. وان واودِن، ج. و. لوخِر، و بهویژه ژ. پ. ب دِ یوسلَن دِ یونگ و بعدها، برادرزادهاش، پ. اِ. دِ یوسلَن دِ یونگ و دیگران در این زمینه برجسته بود. نخستین آثار مکتوب این سنت عمدتاً به هلندی نوشته شد، اما ترجمههای انگلیسی متون کلاسیک را میتوانیم در دو مجموعه عمده پیدا کنیم (Josselin de Jong 1977, 1984).
ساختارگرایی هلندی با آن ساختارگرایی* که در ذهن داریم (یعنی ساختارگرایی فرانسوی) تفاوت دارد، زیرا ساختارگراییِ هلندی به ساختارهای مربوط به کل نوع بشر نپرداخته است، بلکه فقط به ساختارهایی میپردازد که مختص نواحی یا مناطق فرهنگی† باشند. در انسانشناسی هلندی این قبیل مناطق فرهنگی را «حوزههای مطالعه مردمشناختی (یا انسان شناختی)» مینامند. هر یک از آنها با مجموعهای از خصوصیات مشترک موسوم به «هسته ساختاری» تعریف میشوند. در مجمعالجزایر مالی، که نمونهای کلاسیک از حوزه پژوهش مردمشناختی است، این هستههای ساختاری میتوانند شامل پدرتبار†، ازدواج چرخشی†، و فرودست همسری†باشند. هر فرهنگ مشخص در چنین «حوزهای« تفاوتهایی خواهد داشت، اما این قبیل تفاوتها را میتوانیم با الگوهای ساختاری بزرگتر توضیح دهیم. شعار ساختارگرایی هلندی، مثل شعار دولت ملی اندونزی، که از همان خاستگاه فرهنگی رشد کرد، میتواند «وحدت در عین گونهگونی» باشد. این چشمانداز تا حدود زیادی مدیون پژوهشهایی است که در زبانهای اندونزیایی صورت گرفتهاند، و این پنداره که فرهنگ ساختارهایی شبیه به زبان دارد، بخشی از این سنت بوده است؛ سنتی که شبیه آن را نهتنها در ساختارگرایی فرانسوی، بلکه در انسانشناسی شناختی † امریکایی نیز میتوانیم ببینیم.
طی چند دهه اخیر، سنت ساختارگرایی در هلند رو به افول بوده است و انسانشناسی دادوستدگرایی†، مارکسیستی٭، کاربردی† و توسعهای٭ جملگی برجسته بودهاند. در بعضی دانشگاهها انسانشناسی توسعه کمابیش معادل «جامعهشناسی جوامع غیرغربی« قلمداد میشود، و بررسی مسائل مربوط به سیاستگذاری، بهداشت و تغذیه، نظامهای کشاورزی، و حتی دانش قومی٭ را در برمیگیرد ـ در این مقوله اخیر، سنتهای ساختارگرایی و جامعهشناسی غیرغربی همپوشیهایی دارند. علائق مردمنگارانه که کاملاً پررنگ و برجستهاند، افریقا، امریکای لاتین، مدیترانه، و نیز اندونزی را شامل میشوند. به دلیل ماهیت متمرکز و دیوان سالارانه نظام دانشگاهی هلند، علائق منطقهای و نظریهای در گروههای دانشگاهی مختلف متمرکز شدهاند، و این تقسیمبندی مبتنیبر چارچوبهای توافق شده این گروهها در سطح ملی است. بهرغم تفاوتهای زیادی که امروزه در رویکردها و علائق نظری وجود دارند، انسانشناسی هلند، وحدت خود را با تلاشها و نیز به واسطه هویت خویشتن به مثابه یک نهاد ملی حفظ کرده است.
همچنین نک.: تحلیل منطقهای و مقایسه منطقهای
برای مطالعه بیشتر
Josselin de Jong, P.E.de (ed.) (1977) Structural Anthropology in the Netherlands, The Hague: Martinus Nijhoff
——(ed.) (1984) Unity in Diversity: Indonesia as a Field of Anthropological Study, Dordrecht: Foris Publications
Kloos, P. and H.J.M.Claessen (eds) (1975) Current Anthropology in the Netherlands, Rotterdam: Netherlands Sociological and Anthropological Association
——(eds) (1981) Current Issues in Anthropology: The Netherlands, Rotterdam: Netherlands Sociological and Anthropological Association
——(eds) (1991) Contemporary Anthropology in the Netherlands: The Use of Anthropological Ideas, Amsterdam: VU University Press