مرور برچسب

پیر سانسو

بوطیقای شهر (جلد دوم)- ۴

پیرسانسو، برگردان ناصر فکوهی با همکاری زهره دودانگه بنابراین ایستگاه راه‌آهن آکنده از نوعی امر خیالین است. آیا با این خطر روبه‌رو نیستیم که بیش از اندازه این موضوع را به اثبات برسانیم؟ ما گفتیم که مکان‌های حقیقی شهری در خود امری هولناک…

انتشار هفتگی جلد دوم کتاب «بوطیقای شهر» (بخش دوم)

پیرسانسو، برگردان: ناصر فکوهی با همکاری زهره دودانگه دو ورود مهم: چنین است که در نهایت، تنها دو نوع ورود شایستۀ آن‌اند که چنین بازشناخته شوند: ورود پیروزمندانه یا به بیان بهتر «پیروزی» یا ورود ناشناس؛ یعنی یا در معرض دید باشی و همگان تو…

انتشار هفتگی جلد دوم کتاب «بوطیقای شهر» در وبگاه انسان‌شناسی و فرهنگ (بخش اول)

پیرسانسو، برگردان ناصر فکوهی با همکاری زهره دودانگه ترجمۀ بوطیقای شهر، اثر ماندگار پیر سانسو، را سال‌هاست که آغاز کرده‌ایم و قرار بر این است که این کتاب را که حامل سه بخش است، در سه جلد متمایز منتشر کنیم. جلد نخست با عنوان بوطیقای شهر…

بوطیقای شهر (۱۱۴)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه مترو بدیهی است که اتوبوس، در مقایسه با مترو، لوکس و تجملی است؛ مترو مستلزم بالا و پایین رفتن از پله‌ها و چپیدن در زیر زمین است؛ کوتاه آنکه ارزانی بلیت حمل و نقل با را با اسارت جبران کنی.…

بوطیقای شهر (۱۱۱)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه اما اتوبوس برقی نه مسیر راست را می‌پذیرد و نه پرسه‌زدن را. این اتوبوس فقط صورت ظاهر یک دستگاه مستقل را دارد و رهگذران، به صورتی بسیار خودانگیخته، با هرباری که میله‌های اتصال اتوبوس‌ برقی رها…

بوطیقای شهر (۱۰۷)

پیر سانسو ترجمه ناصر فکوهی و زهره دودانگه اتوبوس آنقدر وقار دارد که خود را به بازیچۀ کودکان تبدیل کند و احساسی شگفت‌انگیز و جادویی برانگیزاند. نباید با رانندۀ اتوبوس سخن بگوییم. نباید پیش از ایستادن کامل اتوبوس درش را باز کنیم. باید…

بوطیقای شهر (۹۴)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه انبوه، انبوهی که دائما دوباره آغاز می‌شود، ظاهرا گاه به مکان‌هایی که دیگران از آن‌ها گذر کرده‌اند بازمی‌گردد، گویی بخواهد از سنتی پیروی کند، گویی بخواهد چیزی را که به نفع خود اوست دنبال کند. در…

بوطیقای شهر (۹۳)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه برعکس در محله‌های دیگر، در ساعتی دیروقت، اغلبِ پرسه‌زنان مشکوک به نظر می‌رسند. همۀ کسانی که جرئت نمی‌کنند در طول روز بیرون بیایند، از خانۀ خود خارج می‌شوند، هراس آن‌ها در این بوده که شناخته…