مرور رده

یادداشت‌ها

می میرم، پس هستم! تاملاتی درباره «حق مرُدن»

پزشکی در جوامع هندواروپایی بر پایه ساختاری سه گانه استوار است که ژرژ دومزیل، در تبار کل این جوامع مشاهده می کرد: کارکردهای سه گانه یا کاست های سه تایی: جنگجویان، روحانیون، کشاورزان ، که در پزشکی هندواروپایی (که سپس از طریق نظام استعماری به…

واژگان یک فرهنگ (۲۵): «زلزله»: صدای پای مرگ

آشنایی ایرانیان با واژه «زلزله» یا «زمین لرزه» و به ویژه با این پدیده به گذشته های بسیار دوری می رسد و در تاریخچه های زمین لرزه های بزرگ ایران همواره به زلزله دامغان (2 دی 235 شمسی/22 دسامبر 856 میلادی) ، اردبیل (2 شهریور 272/ 23 اوت 893) و…

من، او ، آنها: هویت در نگاه واژگون سازِ دوربین

تصویر: عشایر قشقایی، آباده، 1389، حسن غفاری عکاسی فرایندی ویرانگر است: فرایندی برای توقف زمان یا مرگ در حالتی تصنعی که جز لحظه ای به طول نمی انجامد و سخن گفتن از «شکار لحظه ها» گویای تلاشی برای «فرازش» (sublimation) بی رحمی از خلاقیت…

واژگان یک فرهنگ(۲۴): مجسمه: از پارک های خیابانی تا حراج های بین المللی

هنر مجسمه سازی پیش از انقلاب 1357، در اشکال عمومی آن، اغلب ترکیبی بود از نوعی فیگوراتیسم محض و به شدت سیاسی شده که عممدتا بر ساخت تندیس از خانواده سلطنتی و شاهان قدیم ایران متمرکز بود - فیگوراتیسمی که مضامین خود را از جهره های برجسته هنر و…

واژگان یک فرهنگ (۲۳) مجسمه: از میدان تا سقاخانه

تصویر: بازدید ناصرالدین شاه از اتمام ساخت مجسمه خودش در قورخانه – 1265 / 1887 نام و سنت مجسمه سازی در فرهنگ ایرانی لزوما مکانی از حافظه شمرده نمی شود. هر چند که باید دائما آن را با گروهی بزرگ از هنرها و پهنه های های حرفه ای دیگر از خطاطی…

واژگان یک فرهنگ(۲۲): پاتوق: قهوه و اینترنت

تصویر: http.mumbojumbo.ir انقلاب و دهه 1360 محدودیت های زیادی برای زندگی «بیرونی» که در تضاد با امنیت شهری در موقعیت جنگی و سال های پس از بحران داخلی بود ایجاد می کرد و به شدت بر گسترش «محفل» ها در سطح درونی و خانگی تاثیر می گذاشت، اما…

واژگان یک فرهنگ (۲۱) پاتوق: در گرد و غبار قهوه خانه ها

واژه پاتوق ( که نگارش دقیق آن پاتوغ است) ریشه در فرهنگ مردمی دینی، محلی و شهری ایران دارد و به محل تجمع طرفداران یک گروه کنشی - فکری در اطراف «علم» یا «بیرق» ی خاص اطلاق می شده است که در ورزش باستانی یا در دسته ها و هیئت ها و هر جای دیگری…

روایت جنایت پیشه گان و بلاهت نسیان زده ها!

تصویر: ثابتی در اوج قدرت حاشیه‌ای بر خاطرات پرویز ثابتی و مستند از تهران تا قاهره در ماه های اخیر (تابستان 1391) فرایند تاریخ نظری و تاریخ شفاهی ایران معاصر دو واقعه را تجربه کرده است که نمی توان دست کم به مثابه یکی از متخصصان علوم…

واژگان یک فرهنگ (۲۰)، «کت و شلوار»: باب همایون در اوج

خیابان باب همایون از قدیمی ترین خیابان های شهر تهران و دستکم نیم قرن است که بورس کت شلوار فروش های تهرانی است. خیابان ناصر خسرو نیز در این زمینه شهرت خاصی داشت و دارد، به نحوی که اصطلاح «کت و شلوار ناصر خسرویی» ( امروز به معنی کت و شلواری…

واژگان یک فرهنگ(۱۹): کت و شلوار: فرنگی های ما

نگاه فرهنگی به مسئله لباس در کشوری به پهناوری جغرافیایی ایران و به عمر تاریخی این سرزمین،با فرهنگ های قومی و محلی بی شمار، کاری نیست که در چند مقاله و کتاب ممکن باشد و عمرهای بی شمار تحقیقاتی نیاز دارد. «واژگان یک فرهنگ» تنها به حوزه معاصر…