فرهنگ انسان‌شناسی اجتماعی و فرهنگی (شصت و نُه): پیش‌گویى

گروه مترجمان زیر نظر ناصر فکوهی

روى ویلیس
ترجمۀ سمیه‌سادات شفیعى

پیش‌گویى
divination

پیش‌گویى، یا اعمالی که به غیب‌گویى مربوط مى‌شوند، عبارت‌اند از روش‌هاى تصدیق‌شده فرهنگى که با شواهدِ ناکامل منجر به داورى در موردِ امرى ناشناخته شوند. احتمالاً اعمالى که به پیش‌گویى مربوط مى‌شوند از آغاز جامعه بشرى در روزگارانِ دور وجود داشته‌اند. دلیلی مستند مبنى‌بر وجود پیش‌گویى در بین‌النهرین در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در دست است، و این زمانى است که روحانیان اغلب با بررسىِ جگر جانوران قربانى*شده پیامدِ حوادث را پیش‌بینى مى‌کردند. ظاهراً این عمل، که اندرونه‌بینى نامیده مى‌شد، در غربِ آسیا اشاعه یافته و فرهنگِ اِترُسکىِ شمال ایتالیا نیز آن را اقتباس کرده است. اِترسکى‌ها با بررسى اثراتِ صاعقه و مسیرِ پرواز پرندگان نیز پیش‌گویى مى‌کردند، شیوه‌هایى که هنوز در جزایرِ آسیاى جنوب شرقى رایج‌اند. این شیوه‌ها به‌صورتِ بخشى از فرهنگ رومیان باستان درآمده‌اند. در چین باستان کتف‌بینى؛ یعنى پیش‌گویى از روى ترک‌هاى استخوان کِتف جانوران قربانى، که در معرض حرارت قرار گرفته بودند، رواج یافت و جایگزینِ روشِ قدیمىِ استفاده از لاکِ لاک‌پشت شد، که گفته مى‌شود در جاهاى دیگرى در آسیا و امریکاى شمالى نیز مرسوم بوده است. علاوه بر این، تمدنِ چین خاستگاه یکى از پیچیده‌ترین نظام‌هاى پیش‌گویى؛ یعنى کتاب پیش‌گویى یى‌چینگ یا کتاب تغییرات، است که دست‌کم ۳۰۰۰ سال قدمت دارد. شیوه دیگر پیش‌گویى که در سرتاسر جهان وجود داشته است و قدمتِ آن به روزگار بسیار کهن باز مى‌گردد، پیش‌گویى از راه تسخیر* روح است، که نمونه معروف آن اسطوره پیپتون است، اسطوره زن غیب‌گویى که در دِلفى یونان زندگى مى‌کرد. پیش‌گویى با توجه به رفتار اجسام فلکى، یا ستاره‌شناسى در دورانِ کهن در بین‌النهرین و هند و چین، در امریکا مرکزى* و افریقاى صحرا یافت و هنوز هم در مناطق زیادى انجام مى‌شود. در اروپا براى پیش‌گویى از ورق‌هاى فال‌گیرىِ تارو، آینه‌بینى، و صورتى از آفرینش ناهوشیار ]اتوماتیسم یا حرکات خودکار[ که صفحه حروف (اوییجا) نامیده می‌شود و از محبوبیتِ زیادى برخوردار است، استفاده مى‌شود. همه این روش‌هاى پیش‌گویى در مقوله‌اى از رویه‌ها قرار مى‌گیرند که معطوف به پیش‌بینىِ حوادث آینده است. مقوله دوم، که به‌طور معمول در جوامع قبیله‌اى کوچک دیده مى‌شود، رویه‌هاى کشف دلایل پنهان بداقبالى در گذشته نزدیک یا دورند. این روش‌هاى پیش‌گویىِ تقصیریابى در افریقا به‌خوبى توسط انسان‌شناسان شرح داده شده‌اند. (به‌طور مثال Turner 1975; Werbner 1973) در مقام مقایسه، نظام پیش‌گویى افریقایىِ ایفا که موردِ استفاده یوروبا زبانانِ غربِ افریقا*ست، از ‌لحاظ پیچیدگىِ صورى رقیبِ یى‌چینگ چینى محسوب مى‌شود (Bascom 1969).
انسان‌شناسىِ جدید ]تا نیمه سده بیستم[ عموماً پیش‌گویى را کم‌ارزش تلقى مى‌کرد اغلب آن را دلیلى بر خِرَدگریزى [جوامعِ] ابتدایى مى‌دانست. باوجودِ توجه زیادى که ا. ا. ایوانز پریچارد† در مطالعه معروف خود (۱۹۳۷) به خرج داده، اما عقیده وى در موردِ ارزش حقیقىِ پیش‌گویى از راه خوراندن سم به پرندگانِ اهلى در نزدِ زانده‌ها (Zande) در افریقاى مرکزى، در واقع شبیه تعمیم‌دهىِ ا. ب. تایلر† (۱۸۷۱) است که مى‌گوید: پیش‌گویى «یک نظام فلسفىِ اصیل اما گمراه‌کننده است.» با این همه در فرهنگ غرب پیشینه توجه جدى به این موضوع دست‌کم به زمانِ سیسرون، خطیب و نویسنده رومى بازمى‌گردد. او در «در بابِ پیش‌گویى» (۴۴-۴۲ قبل از میلاد) به‌نحوی سودمند بینِ اشکال استدلالى، که مبتنى‌بر برداشتِ روشن و قانونمند پدیده‌هاى عینى هستند، و روش‌هاى شهودى که مستلزمِ تفسیر ذهنى‌اند، تمایز قائل مى‌شود. دانش جدید انسان‌شناختى [در سال‌هاى اخیر] از دیدگاهِ تلویحآ تحقیرآمیزِ معمول در دوران پیشین فاصله مى‌گیرد و بین اشکال دانایى مبتنى‌بر پیش‌گویى فرق مى‌گذارد. با وجود این، چنان که انتظار مى‌رود، مطالعات میدانى اخیرِ به وجودِ شیوه شناختىِ منطقى‌ـ استدلالى و نیز شیوه شهودى تفسیرى در درون یک نظامِ پیش‌گویى پى برده‌اند. علاوه بر این، پژوهشی که به‌تازگى در موردِ پیش‌گویى در افریقا صورت پذیرفته این دوگانگىِ شناختى را با اثر ر. و. اسپرى، فیزیولوژیستِ اعصاب، درباره کارکردهاى مختلف نیم‌کره چپ و راست مغز در انسان‌ها مربوط مى‌کند (Ornstein 1973). دریک نظر کلى، این‌گونه استدلال مى‌شود که فردِ پیش‌گو به‌شیوه کل‌نگرانه و الگویابِ ادراک که معمولاً تابعِ سمت راست مغز است، تغییر موضع مى‌دهد. پس از رسیدن به این وضعیت تغییریافته آگاهى، پیش‌گو با کمک فردى که به وى مراجعه کرده است به تلفیق اطلاعات قسمت رازآمیزِ راستِ مغز با داده‌هاى تحلیلى، خطىِ قسمت چپ مغز مى‌پردازد (Peek 1991). برطبق نظر پیک، «تمام انوع پیش‌گویى به معنىِ دقیق کلمه با بازـ بینىِ مشکل در پرتو علوم مختلف به تصمیم‌گیرى کمک مى‌کنند… و سپس در این فرایند، دیدگاه حاصل از بازـ بینى به واسطه گفت‌وگو بین فرد پیش‌گو و فرد مراجعه‌کننده با واقعیت موجود تلفیق مى‌شود.»
پیش‌گوها فنون مختلفى را به‌کار مى‌گیرند تا تغییرى در آگاهى معمول ایجاد کنند. در قاره امریکا استفاده از مواد مخدر روان‌گردان رایج است. در افریقا و آسیا معمولاً تأثیر مشابه را از راه محرک شنیدارى، نوعآ با استفاده از سازهاى کوبه‌اى مانند طبل یا جغجغه ایجاد مى‌کنند. ویکتور ترنر (۱۹۷۲) † شرح مى‌دهد که پیش‌گویان ندمبو در افریقاى مرکزى چگونه از «خودِ عادى» خارج می‌شوند و با طبالى و آوازخوانى و نیز استفاده از کلیشه‌هاى قدیمىِ سؤال و جواب به آگاهى شهودى بالایى مى‌رسند.
چنین تصویرى از پیش‌گویى با تصورى که از آن به‌عنوان عملى خردگریز ارائه مى‌شود، فاصله زیادى دارد، و پیش‌گویى را به داشتنِ شکل غیرمعمول و فراـ عقلانى از آگاهى، که شیوه‌اى ویژه براى دست‌یابى به اطلاعات معمولاً پنهان است، متصف مى‌سازد. این دیدگاه با تفسیر ک. گ. یونگِ روان‌کاو از اى چینگ ارتباطی روشن دارد. یونگ (۱۹۵۱) این شیوه پیش‌گویى ِ باستانى را، که در آن افتادنِ تصادفى سکه‌ها یا ترتیب قرار گرفتن ساقه‌هاى بومادران فرد را به متن مربوط راهنمایى مى‌کند، بازتاب اصلِ ارتباط «همزمان» مى‌داند که بین وقایع همیشگى و کاملا متفاوت با روابط علت ـ معلولى معلوم در نزدِ شعورِ معمول وقوع مى‌یابد.
این یافته‌ها با شرح‌هاى انسان‌شناختى پیشین، که بر جایگاه غیرعادى پیش‌گو تأکید کرده‌اند، هم‌خوانى دارند. این پیش‌گو نوعاً کسى است که به دلیل خاستگاهِ نژادى، شغلى، وضعیت جسمانى، و یا تمایلات جنسى نسبت به جامعه معمول حاشیه‌اى محسوب مى‌شود. پیش‌گوهاى دگر جنس‌پوشِ برخى از جوامع بومىِ امریکا، طالع‌بینان کولىِ اروپا، پیش‌گوـ‌ساحرانِ نجسِ هندو در هند و پیشگویان نابینا در بینِ قبایل دینکا در سودان، مثالى از این افراد حاشیه‌اى هستند. این فرض منطقى به‌نظر مى‌رسد که در حاشیه قرار گرفتن اجتماعى از این نوع، به پیش‌گو کمک مى‌کند تا موقعیت مشتریان را با جدایىِ بایسته و از یک دید کلى «ببینند». همچنین پیش‌گوها اغلب جایگاه غیرطبیعى خود را از طریق رفتارهاى یکسان اما غیرعادى نشان مى‌دهند. به‌همین‌ترتیب است که مرد پیش‌گو در میان نیوروهاى اوگاندا با استفاده از دستِ چپ خود به صدف‌هاى کاوورى ورد و طلسم مى‌خواند و بدین‌ترتیب به شکلى نمادین حالتى زنانه به خود مى‌گیرد.(Needham 1967)

همچنین نک.: تسخیر، قربانى

برای مطالعه بیش‌تر
Bascom, W.R. (1969) Ifa Divination: Communication between Gods and Man in West Africa, Bloomington: Indiana University Press
Evans-Pritchard, E.E. (1937) Witchcraft, Oracles and Magic among the Azande, Oxford: Clarendon Press
Jung, C.G. (1951) ‘Foreword’, in The I Ching or Book of Changes (trans. by R.Wilhelm) London: Routledge & Kegan Paul
Needham, R. (1967) ‘Right and Left in Nyoro Symbolic Classification’, Africa, 37, (4):425–۵۲
Peek, P.M. (ed.) (1991) African Divination Systems: Ways of Knowing, Bloomington: Indiana University Press Springer, S.P. and G.Deutsch (1981) Left Brain, Right Brain, San Francisco: Freeman
Turner, V.W. (1972) The Drums of Affliction, Oxford: Clarendon Press
——(۱۹۷۵) Revelation and Divination in Ndembu Ritual, Ithaca: Cornell University Press Tylor, E.B. (1871) Primitive Culture, London: Murray
Werbner, R. (1973) ‘The Superabundance of Understanding: Kalanga Rhetoric and Domestic Divination’, American Anthropologist 75 (5):1414–۴۰