وقتی یک «غول» می‌میرد / ادگار #مورن (۱۹۲۱-۲۰۲۶)

ناصر فکوهی / تصویر ادگار مورن: #ناصر_فکوهی

ادگار مورن، فیلسوف، انسان‌شناس، جامعه‌شناس، فیلمساز و متفکر برجسته فرانسوی دیروز در سن ۱۰۴ سالگی درگذشت. سخن گفتن از یک «غول فکری» درباره مورن و افزودن بر اینکه او را باید یکی و شاید آخرین غول و اندیشمند بزرگ مکتب اندیشه فرانسوی تلقی کرد که اوج آن در سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ بود، نه نوعی اغراق و بزرگ‌نمایی برای بزرگداشت خاطره یک متفکر بزرگ، بلکه حقیقتی است که بزرگداشت‌هایی همین چند ساعت در سراسر رسانه‌ها و مطبوعات جهان شاهدی بر آن است. در میان درخشان‌ترین شخصیت‌های مکتب اندیشه فرانسوی، از بارت تا کریستوا، از سارتر تا لوی-استروس، از فوکو تا دریدا، از بودریار تا لیوتار، از مرلو پونتی تا دوبووار، از آلتوسر تا لاکان، از دوبور تا پِرِک، از ریکورتا بوردیو… بدون کمترین شکی باید ادگار مورن را در جایگاهی ویژه قرار داد. بی‌شک این جایگاه به عمر دراز او و فعالیت فکری نزدیک به یک قرن وی بستگی‌ دارد؛ اما درگیر شدن مورن با واقعیت‌های اجتماعی در سخت‌ترین اشکالش از جمله عضویتش در نهضت مقاومت فرانسه و مبارزه ضد فاشیستی، تعهدش به آرمان‌های انسان‌دوستانه‌ای که تا آخرین روزهای زندگی‌اش آن را حفظ کرد و به ویژه موضع‌گیری‌های صریح او علیه نژادپرستی و آپارتاید و نسل‌کشی غزه به دست اسرائیل که آن را بزرگترین خیانت به ارزش‌های انسانی باورهای یهودی و خاطره دردناک کشتارهای هولوکاست می‌دانست، تنها بخشی از مجموعه مبارزاتی است که او را همیشه در سوی درست تاریخ علیه فرادستان نظام‌های دیکتاتوری و سرمایه‌داری جهانی و در کنار فرودستان زیر ستم این نظام‌ها قرار می‌داد. اما سهم آوانگاردیسم مورن و درهم شکستن باورهای سنتی و دست و پا گیر در عرصه علوم و شناخت را در او نباید دست کم گرفت. ادگار مورن در رابطه با هنر و علوم انسانی رویکردی بسیار ویژه داشت که آن‌ها به یکدیگر و به کنش اجتماعی به شکل گسترده و ژرفی پیوند می‌زد. او جزو نادر شخصیت‌هایی بود که مرزهای میان هنر و دانش را در هم شکست و پیوندی پویا میان آن‌ها ایجاد کرد. نظریه پیچیدگی او که امروز هنوز بهترین ابزار برای درک جهان کنونی و فرایندهای هزارتوی سیاسی و فرهنگی و اقتصادی آن است، به باور من ارزشی مطلق در کنار نظریه‌های مهم دیگر برون آمده از اندیشه فرانسوی از جمله: ساختارگرایی (استروس)، سرمایه‌های اجتماعی (بوریو)، ساختارشکنی (دریدا)، معناشناسی (بارت)، بازنمودها (بودریار) و جامعه نمایش (دوبور)، مراقبت اجتماعی (فوکو)، پدیدارشناسی (مرلو پونتی)، فمینیسم (دوبووار)، اگزیستانسیالیسم (سارتر) و… دارد. سال‌ها پیش، زمانی که مورن به ایران دعوت شده بود و در دانشگاه شهید بهشتی میهمان ما بود، افتخار آن را داشتم که سخنرانی بسیار زیبا و پرباری از او را برای دانشجویانی که با اشتیاقی بی‌نظیر سالن را پر کرده بودند ترجمه کنم. شوقی که در این مرد که در همان زمان نیز بسیار کهنسال بود می‌دیدم، صمیمیت، انسانیت، شادمانی و عشق به زندگی و آزادی و شرافت و برابرخواهی و باور عمیقش به ضرورت نزدیکی فرهنگ‌ها را، هرگز در هیچ شخصیتی این‌چنین همراه با هم، ندیده بودم و ندیدم. امروز اطمینان دارم که خُفتن این غول بزرگ فکری، همچون هر اندیشمند بزرگی با زایش دوباره او و اندیشه‌هایش برای قرن‌های متمادی همراه خواهد بود. جهان آتی را تنها با جسارت، با اندیشه پیچیده، با عشق و ارزشی که مورن برای شعر و هنر به مثابه بالاترین دستاوردهای بشری قائل بود، می‌توان به مکانی قابل زیست تبدیل کرد و آن را از دوزخ کنونی بیرون کشید. یاد و اندیشه‌هایش همیشه زنده خواهند ماند.

ناصر فکوهی
۹ خرداد ۱۴۰۵