پل رادین

ترجمه ناصر فکوهی

۱۸۸۳-۱۹۵۹

Paul Radin

پل رادین، انسان شناس آمریکایی در سال ۱۸۸۳ در لودز(Lodz) لهستان به دنیا آمد و پدرش در این شهر یک خاخام یهود بود. او در سال ۱۸۵۹ در شهر نیویورک درگذشت. رادین در سن بسیار جوانی وارد ایالات متحده شد و ابتدا به تحصیلات تاریخ و علوم طبیعی پرداخت اما سپس انسان شناسی را از خلال تدریس بوآس و ساپیر کشف کرد. رادین را جزو سنت بزرگ مردم نگاری آمریکای شمالی در ابتدای قرن بیشتم طبقه بندی می کنند. او زمین های تحقیق متعددی داشت از جمله: اوجیبوا ها(Ojibwa) در کانادا، مکزیک، و واپوها(Wappo) در کالیفرنیا. اما مهم ترین تحقیق مردم ناری که وی انجام داد بر وینه باگوها (Winnebago) گروهی از سرخپوستان متعلق به خانوده زبانی سیو (Sioux) در کرانه غربی درباچه میشیگان بود. هر چند این سرخپوستان ده ها سال بود که در حفاظت گاه ها زندگی می کردند، رادین توانست نه فقط اسطوره شناسی آنها را استخراج کند بلکه مدل سازمان اجتماعی و مناسکی باستانی آنها را نیز بازسازی کرد، سازمانی بسیار اصیل که در آن واحد هم دو گرا و هم سه گرا بود(لوی استروس، ۱۹۵۸). کتاب های رادین درباره وینه باگوها (۱۹۱۵-۱۹۱۶، ۱۹۲۰، ۱۹۲۴، ۱۹۴۹) به کلاسیک هایی در این زمینه تبدیل شدند اما اندیشه او درباره دین، که امروز تا اندازه ای به فراموشی سپرد شده است( ۱۹۲۷، ۱۹۳۷، ۱۹۴۵) بود که به خصوص وی را از معاصرانش متمایز می کرد. بنا بر نظر رادین، ویژگی روح انسانی در آن است که جایگاه خود را به مثابه یک استعلا در جهان می اندیشد. و به همین دلیل نیز او معتقد بود که تک خدا گرایی صرفا به گروه معدودی از ادیان بزرگ محدود نشده بلکه مفهومی است که به صورت کمابیش آگاهانه در همه ادیان نهفته است. چنین بینشی نسبت به ادیان و دادن بعدی تاریخی به آنها همان اندازه با مشارکت گرایی لوی برول تضاد داشت که با جریان های بزرگ انسان شناسی دوران رادین همچون ، نومینالیسم بوآس و اشاعه گرایی کروبر.

رادین در خارج از حلقه انسان شناسان نیز شهرت داشت زیرا کتابی را همراه با ک.گ. یونگ (C.G.Jung) و ک. کرنیی (K.Kerenyi) با عنوان «شیاد»(Trickster)(1956) به انتشار رانده بود. مولفان این کتاب در نقش غاصب(Décepteur) که همه جا در آمریکای شمالی وجود داشت، بیان یک صفت جهانشمول یا یک «نمونه آغازین» از روح را می دیدند که در دو سطح عمل می کند: نخست به مثابه نمادی از گذر از حیوانیت به انسانیت و از آگاهی مبهم به آگاهی از خود، و سپس به مثابه زیر سئوال بردن رمز یافته نظم آجتماعی حاکم. با این وصف چندان درست نیست که مطالعات رادین را به نوعی وابستگی متاخر به بینش روانکاوی یونگی تقلیل بدهیم.

امانوئل دوو(E. Désveaux)، مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعی – پاریس
منبع:
Bonte, P., Izard, M., 1992, Dictionnaire de l’ethnologie et d’anthropologie, Paris, PUF