گزارش نمایش فیلم «سیانوزه» وسخنرانی «خیایان و مدرنیته»

یاسمن اوحدی

اولین نشست، از مجموعه نشست های سال تحصیلی ۸۷-۸۸ گروه علمی – تخصصی انسان شناسی فرهنگی انجمن جامعه شناسی ایران، با عنوان با نمایش فیلم مستند “سیانوزه” اثر رخساره قائم مقامی و سخنران دکتر عباس کاظمی با عنوان “خیابان و مدرنیته” روز سه شنبه ۲۸/۷/۱۳۸۸ برگزار شد. در زیر گزارشی از این نشست را می خوانیم.در ابتدای این نشست، دکتر ناصر فکوهی، دبیر جلسه و مدیر گروه انسان شناسی فرهنگی انجمن جامعه شناسی، برنامه های مصوب این گروه در سال تحصیلی ۸۸-۸۹، به همراه سخنرانان آنها را عنوان و معرفی کرد. سپس فیلم مستند سیانوزه، با حضور کارگردان آن، خانم رخساره قائم مقامی، پخش شد.

“سیانوزه”

رخساره قائم مقامی متولد تهران، و در رشته سینما(در مقطع کارشناسی) و انیمیشن(در مقطع کارشناسی ارشد) به تحصیل پرداخته است. فیلم مستند سیانوزه که شامل بخش های کوتاهی از انیمیشن است، در ادامه پژوهش تئوریک ایشان درباره سبک “مستند-انیمیشن” و به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد وی ارائه شده است. مستند سیانوزه، دومین تجربه فیلمسازی قائم مقامی پس از مستند “عشق‌بازی” است.
“سیانوزه” را از دو جهت می توان قابل بررسی و تأمل دانست: اول به لحاظ سبک و دوم به دلیل موضوع و محتوای فیلم.
سبک: فیلم سیانوزه، به سبک انیمیشن-مستند ساخته شده است. در این فیلم انیمیشن ها بیان کننده ذهنیت ها، افکار و تخیلات نقاش هستند که بدون وجود این تصاویر انیمیشنی، درک دنیای درونی نقاش مورد نظر ممکن نبود. هالاس و بچلور، انیماتورهای انگلیسی، در باره‌ی “خاصیت نفوذ انیمیشن” اینگ.نه می گویند:” یکی از مزیت‌های فیلم انیمیشن توانایی آن در نفوذ است. اعماق روح یک انسان را نمی‌توان تنها در جملات بیان کرد. اعماق روح یک انسان می‌تواند یک تصویر انیمیشنی باشد.” (زمان‌بندی در انیمیشن، چاپ دوم/ هرولد ویتاکر، جان هالاس / ترجمه سلیمان شریف‌پور/۱۳۸۳)
انیمیشن های این فیلم که عمدتا برگرفته از نقاشی ها و تصاویری است که جمشید، یک نقاش خیابانی، خلق می کند، هرچند به صورت کوتاه و گذرا ،درک ذهنیت ها و دنیای درون جمشید را برای مخاطب آسان می سازد. در مستند سیانوزه، اندیشه ها، احساسات و افکار هنرمند(جمشید) با سبک انیمیشن، و رخدادهای پیرامون او با سبک مستند، نمایش داده می شوند. در این فیلم از روش خاطره گویی و با بازی هنرمند در نقش خودش، نشان داده می شود.
محتوا: مضمون فیم سیانوزه، درباره زندگی یک نقاش معاصر است(به نام جمشید امینی فر) که در حاشیه یکی از خیابان های پر تردد مرکز شهر تهران به کار هنری خود مشغول بوده است. در این فیلم ۳۰ دقیقه ای، سازنده سعی می کند با ترکیب دو سبک مستند و انیمیشن، کنش ها و واکنش های این هنرمند را در رابطه با محیط پیرامونش – که همان حاشیه خیابان پر رفت و آمد است – را به تصویر بکشاند. بدین ترتیب ذهن مخاطب را در جستجوی ارتباط میان موضوعات نقاشی های این هنرمند و آنچه در اطراف او رخ می دهد را به چالش می کشد.
بدین ترتیب شخصیت درونی و بیرونی این نقاش را در کنار یکدیگر و در عرصه اجتماعی- تأثیراتی که در خیابان به عنوان یک فضای عمومی- و با تمام عناصر ثابت و متغیر آن بر زندگی فرد می گذارد و بلعکس، حضئر این هنرمند در خیابان و تأثیرگذاری ها و تغییراتی که او در این عرصه اجتماعی می گذارد، در این فیلم به خوبی نشان داده می شود.
سیانوزه به مثابه مسیر زندگی: سیانوزه یک اصطلاح پزشکی برای حالت کبودی ناشی از خفگی است.(رخساره قائم مقامی) اما به نظر می رسد دلیل انتخاب عنوان “سیانوزه” برای این فیلم، صرفا به جهت احتمال ابتلای جمشید به عارضه سیانوزه نباشد. زیرا در تمام جریان فیلم، به گونه ای تلاش کارگردان برای نمایش در تنگنا و خلاء عاطفی قرارداشتن جمشید، چه از سوی خانواده و اطرافیان نزدیکش و چه از سوی غریبه هایی که هر روز در معابر عمومی با آنها برخورد می کند را می توان دید. زندگی جمشید به عنوان یک هنرمند که در عین حضور در عرصه ها و معابر عمومی، خود را جدا و ناآشنا با دیگران می بیند، به صورتی ساده و آشنا و به دور از هر گونه پیچیدگی نشان داده می شود. در واقع به نوعی همسازی این عارضه با زندگی جمشید، اشاره می کند. عارضه ای که با کمک تصاویر، نقاشی ها، تکه های چوب و فلز و…(و انیمیشن ها در این فیلم) از درون جمشید بر می خیزد و به صورتی ملموس و قابل درک در ذهن بیننده می نشیند. تا جایی که تنها خواسته جمشید آزادانه نقاشی کردن برای ابراز وجودی خود است.
در سبک انیمیشن-مستند، انیمیشن ها به دلایل مختلف جایگزین تصاویر زنده مستند می شوند. یکی از مهمترین کاربردهای این سبک، در بررسی سوژه های اجتماعی به خصوص در ارتباط با افراد آسیب دیده اجتماعی است که با استفاده از انیمیشن در ساخت صدا و تصویر، دنیای درون این افراد بدون پخش چهره آنها در رسانه های تصویری نشان داده می شود. بدین ترتیب هم فیلم سازان به هدفشان در نشان دادن سوژه های مورد نظر می رسند و هم از لحاظ اخلاقی، هویت ظاهری و بصری این گروه آسیب دیده محفوظ باقی می ماند. البته در این فیلم بازیگر اصلی و راوی فیلم، همان سوژه اجتماعی مورد نظر است. و همین امر باعث می شود تا میان سیانوزه به عنوان یک عارضه یا ناراحتی فیزیکی، و سیانوزه به عنوان عاملی که مسیر زندگی یک فرد(جمشید) را تحت تأثیر قرار داده و می دهد، نوعی هم ذات پنداری در ذهن مخاطب با سیانوزه زندگی خودش، ایجاد شود. هر چند در برخی صحنه ها، تصمیم گیری کارگردان به جای ذهنیت واقعی نقاش را می توان دید و این عملکرد آزادانه سازندگان مستند در اندیشیدن و رفتار کردن به جای سوژه های واقعی، نوعی تضاد و دو گانه اندیشی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند، اما آوردن نظرات مخالف و موافق با نوع حرفه و مکانی که به فعالیت مشغول است( با ذکر دیدگاه ها و استدلال هایشان)در روند فیلم، به نوعی به آسان تر صورت گرفتن این درک و نزدیکی میان سوژه و مخاطب کمک می کند.

“خیابان و مدرنیته”

در ادامه این نشست، دکتر عباس کاظمی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، به سخنرانی با عنوان “خیابان و مدرنیته” پرداخت.
ابهام، عدم قطعیت و پیش بینی ناپذیری موجود در خیابان و در مدرنیته، از جمله عوامل پیوند این دو مؤلفه با یکدیگر به شمار می آیند. این سخنرانی در دو بخش، اول: بررسی رابطه میان شهر و خیابان در دو بعد فیزیکی و غیر فیزیکی(تخیل، جمعیت، رویدادهایی که در آنها رخ می دهد و…) و دوم: رابطه میان خوانش مدرنیته و خیابان ارائه شد.
با ورود به قرن ۱۹ و گسترش شهرنشینی،خیابان به یکی از مهمترین مجمل های تجربه مدرنیته با تولد امر مدرن بدل شد. وقوع انقلاب ها، جنبش ها، شورش ها و… در خیابان، خود گویای همین اهمیت بالای خیابان است. با این وجود همواره دیدگاه های گوناگون و گاه متضادی درباره کیفیت خیابان و میزان اهمیت آن از سوی نظریه پردازان مختلف ارائه شده است. برای مثال شارل بودلر به کشف و بررسی کیفیت بالای زندگی مدرن در خیابان اشاره می کند در حالیکه انگلس، دیدی نفرت انگیز و حقیرانه به خیابان دارد.
از نقطه نظر بودلر، کلیت زندگی مدرن در خیابان متجلی می شود. همه جزئیات زندگی روزمره، خیابان را می سازند. او خیابان را مظهر امر حادث و تصادفی می نامد و جمعیت موجود درآن را عنصر محوری خیابان های مدرنیته معرفی می کند. پرسه زن از دید بودلر کسی است که بیشترین کیفیت زندگی مدرن را در خیابان تجربه می کند. او از طرفی هم خود موضوع تماشاست و هم در آن به دنبال موضوعاتی برای تماشا می گردد. در همین راستا پرسه زن هنرمند از خلاقیتش برای خلق و ارائه آثار هنری استفاده می کند. تدواوم بخش پروژه بودلری، در اندیشه ها و آثار زیمل(حیات ذهنی کلان شهر) دیده می شود. زیمل، خیابان را از طرفی مجالی برای همفکری دانسته و از طرف دیگر آن را فرصتی برای متفاوت نمایاندن افراد تلقی می کند.
دکتر کاظمی در پایان سخنرانی، اضافه کرد که بازنمایی جمعیت در خیابان در ایران تنها از منظر بازنمایی های سیاسی برای جنبش های اجتماعی یا تحکیم دولت های ایدئولوژیک مورد بررسی و توجه قرار گرفته و همین امر موجب محدود شدن مطالعات ما در باب خیابان های ایران شده است. در واقع در ایران بیشتر به وجه سیاسی خیابان پرداخته شده است نه به بعد فرهنگی آن. در حالیکه بازنمایی های غیر سیاسی از خیابان خود تبیین کننده بسیاری از مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … است.

پرسش و پاسخ
در بخش پایانی نشست، دکتر ناصر فکوهی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، ابتدا سنتزی از فیلم “سیانوزه” و سخنرانی “خیابان و مدرنیته” و ارتباط این دو مبحث با یکدیگر ارائه داد.
وی ابتدا به انواع شهر از منظر تاریخی اشاره نموده و سپس نحوه شکل گیری خیابان در هر یک از این ادوار تاریخی را مورد تشریح قرار داد. دکتر فکوهی خیابان را به عنوان یکی از عناصر بارز شهر مدرن معرفی نمود: ” کارکرد فضاهایی مانند آگورا (میدان تجمع مردم) در شهرهای پیشا مدرن همچون یونان، در دوران مدرن به خیابان تبدیل و واگذار شد. خیابان در دوران مدرنیته تبدیل به عرصه رقابت میان قدرت و جامعه شده و جامعه خود را از طریق خیابان بازتولید می کند و جامعه مدنی نیز خود را از طریق خیابان باز می نمایاند.”
دکتر فکوهی همچنین با اشاره به فیلم مستند سیانوزه، اینگونه ادامه داد: “هنرمند نقاش فیلم سیانوزه را می توان همانند تلاش های جامعه مدنی برای ابداع و ابراز خود از طریق خیابان است که در مقابل خود قدرتی را می بیند که این مجال را به او نمی دهد. جامعه مدنی تخیلی است که گمان می کند خیابان نوعی آزادی است که امکان بازنمایی هر چیزی را به او می دهد. اما این چیزی نیست جز توهم مدرنیته. زیرا خیابان ابداعی است برای از بین بردن آزادی. خیابان فردیت را از تخریب می کند.”
وی در ادامه به ابداع مرحله پسا-خیابان و قرار دادن محله به جای خیابان در دوران پست مدرن، اشاره کرد.
دکتر فکوهی در ادامه با اشاره به رابطه میان هنر و جنون، با توجه به نامی که بر روی این فیلم مستند گذاشته شده است، به وجود نوعی گفتمان روان شناسی و بیان هنر از دیدگاه اجتماعی اشاره کرد که به صورت هم زمان خیابان را به صورت های مختلف سیاسی، اقتصادی، هنری و… تجربه می کنند. وی در انتها با ذکر این نکته که خیابان در ۵۰ سال اخیر در ایران، یک تجربه آسیب شناسی بوده است، به قابلیت خیابان برای اثرگذاری های منفی و به خصوص در توهم زایی برای کنشگرانی که در آن قرار می گیرند، اشاره نمود.
این نشست با نقد، گفتگو و پرسش و پاسخ میان حاضرین در جلسه خاتمه یافت.
– امکان یا عدم امکان مقایسه میان هنرمند نقاش فیلم سیانوزه و مفاهیم نقاشی در خیابان از دید بودلر،
– میزان اثرگذاری خیابان بر روی آثار هنری جمشید در فیلم مستند سیانوزه،
– رابطه و مقایسه جریان فکری-هنری دادائیسم با خیابان و بیماری های روانی،
– امکان یا عدم امکان همخوانی و مقایسه میان ولگرد از منظر چارلی چاپلین با پرسه زن در دیدگاه بودلر،
– رسانه بودن یا نبودن خیابان،
– …
از جمله مباحثی بودند که در این بخش مطرح و مورد گفتگو قرار گرفتند.
ایمیل گزارشگر:
Yasmin.ohadi@gmail.com