تئوفیل استاینلن (Théophile Alexandre Steinlen) (۱۸۵۹–۱۹۲۳)، نقاش سوئیسی، از خانوادهای با فرهنگ و هنرمند برخاسته بود و طراحی جزئی از سنت خانوادگیاش به شمار میآمد. از همین رو چندان دور از انتظار نبود که با حساسیتهای سیاسی و انسانگرایانهای که در خود داشت، تحصیلات الهیات را رها کند و به سوی هنری گرایش یابد که آن را در خدمت آرمانهای مردمی و رهاییبخش میدید.
در سالهای پس از کمون پاریس (۱۸۷۱)، و بهویژه پس از تصویب قانون آزادی مطبوعات در سال ۱۸۸۱، استاینلن موقعیتی کمنظیر یافت تا با شمار زیادی از مجلات مبارز و طنزآمیز همچون «گربه سیاه» (Chat Noir)، «ژیل بلاس» (Gil Blas)، «بشقاب کره» (L’Assiette au Beurre) و دیگر نشریات همکاری کند. استفاده گسترده از تصویر و طراحی در مطبوعات و کتابهای این دوره رایج بود و طراحان توانمندی چون استاینلن با تقاضای بالایی در این عرصه روبهرو بودند. ویژگی کار او را میتوان از جهاتی نزدیک به دومیه دانست، هرچند در قیاس با او، تعهدش به مردم و فرودستان، آشکارتر و مستقیمتر صورتبندی میشود.
استاینلن از نوجوانی تحت تأثیر امیل زولا قرار داشت و از همین رو میتوان او را هنرمندی طبیعتگرا دانست که بهشدت به نقش هنر در خدمت آزادی، عدالت اجتماعی و دفاع از فرودستان باور داشت؛ هنری که در برابر دولتها، فرادستان اجتماعی و اشکال گوناگون سلطه موضعی انتقادی اتخاذ میکرد.
مضمون «گربه سیاه» و بهطور کلی گربه، در معنای نمادین آن ــ بهمثابه موجودی شورشی، آزاد و سرگردان ــ حضوری پیوسته در آثار استاینلن دارد. با این حال، پیش از آن، خیابانهای سرد و تاریک و فقرزده پاریس، زحمتکشان آنها و زنان «بینام» ــ روسپیان ــ از مهمترین دغدغههای او بودند. استاینلن در آغاز دهه ۱۸۹۰، با حضوری مستقیم و مشاهدهگرانه در زندان سنلازار، به ترسیم شرایط زندگی روسپیان پرداخت و مجموعهای گسترده از تصاویر مستند از آنان خلق کرد که سالها بعد منتشر شدند. این آثار امروز منبعی ارزشمند برای شناخت وضعیت زنانی به شمار میآیند که همزمان زیر فشار فقر، جامعهای زنستیز و کنترل شدید پلیسی قرار داشتند.
تابلوی مشهور «خروش رنجبران یا زن آزادیبخش» (۱۹۰۳)
(Le Cri des opprimés ou La Libératrice)
که استاینلن آن را با الهام از اثر شناختهشده دولاکروا، «آزادی، رهبر ملت» (۱۸۳۰)
(La Liberté guidant le peuple) خلق کرد، بهروشنی تفاوت رویکرد او را با سنت ملیگرای رمانتیک قرن نوزدهم نشان میدهد. در تابلوی استاینلن نیز آزادی در هیئت زنی شورشی و نیمهبرهنه تصویر میشود که رهبری فرودستان را بر عهده دارد؛ اما برخلاف اثر دولاکروا، این فرودستان نه شهروندان یک ملت واحد، بلکه مردمان در بند، محرومان و قربانیان نظمهای سلطهگرانهاند. در یکی از خوانشهای ممکن، این تفاوت بیانگر فاصلهگیری استاینلن از چارچوبهای ملیگرایانه و نزدیکی او به حساسیتهای جهانوطن و ضدسلطه است؛ حساسیتی که در حاشیههای تابلو نیز، با نمایش نیروهای فرادست در قالب کلیسا و اشرافیت، برجسته میشود..
لینک وبگاه نمایشگاه استاینلن
