در یادداشتهای پیشین، بارها و بارها بر نکتهای اساسی تاکید کردیم: هیچ راه حل خشونتآمیزی برای رسیدن به موقعیتی بهتر از لحاظ آزادیهای دموکراتیک و کاهش فشار سیاسی و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در ایران (یا در هیچ کجای دیگری) مناسب نیست. تمایل و بهتر است بگوییم ادعای رهاورد دموکراسی و آزادی از خلال خشونت، به ویژه از راه کشتار و ویرانی گستردهای به نام جنگ، دروغی بزرگ بیش نیست که امروز یک هفته پس از آغاز جنگ غیرقانونی و وحشیانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خود را در شهرهای سوخته و زیرساختارهای ویران شده و آیندهای ناروشن برای کشور، منطقه و حتی جهان نشان میدهد.
روشن است که موقعیت کنونی حاصل سالهای بیتوجهی آگاهانه و ناآگاهانه به هشدارهای پیدرپی دانشگاهیان، روشنفکران و متخصصان از یک سو به قدرتهای بزرگ و از سوی دیگر به مسئولان و تصمیمگیرندگان در ایران، بوده است. هشدار به قدرتهای بزرگ و نظامی جهان آن بود که: با این گونه رویکردهای اقتدارگرایانه،جنگطلبانه، سودجویانه و ویرانگر جز به ناآرامی هرچه بیشتر در جهان و زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی و به خطر انداختن هر چه بیشتر صلح در جهان، نتیجهای نخواهند گرفت. پس از دو جنگ بزرگ جهانی، این قوانین بینالمللی و سازمان ملل برای آن به وجود آمدند تا از سربرآوردن تنشهای خطرناک در روابط میان کشورها و برقرار شدن قانون جنگل در آن به ویژه با توجه به افزایش خطر نابودی کل بشریت با سلاحهای هستهای جلوگیری شود. و روشن است که سیاست خارجی جنگطلبانه، کاسبکارنه و تندروی آمریکا و اسرائیل در تمام این سالها قوانین بینالمللی را به کلی زیر پا گذشتهاند که آخرین نمونهاش حمله به ایران و تخریب گسترده کشور و کشتار مردمان به ویژه کودکان بیگناه است که بارها چه پیش و چه امروز پس از وقوع جنگ، آنها را محکوم کرده و میکنیم.
اما هشدار همچنین به مسئولان ایران بوده است که بیش و پیش از هرچیز مسئول دفاع از جان و مال و سلامتی و امنیت همه مردم این سرزمین بدون توجه به ایدئولوژی و جنسیت و قومیت و جایگاه اجتماعیشان است. متاسفانه در طول سالهای گذشته میزان کوتاهیها، فساد و انقباض فضای سیاسی و خاموش کردن خشونتآمیز صدای اعتراضات، مردم را به دوقطبی خطرناک و نفرت بالایی رساندهاند و یک بُنبست واقعی در کشور به وجود آوردهاند که شرایط را برای خشونتهای هر چه بزرگتری در آینده هموار میکنند. امروز بیخبرترین تحلیلگران، دشمنان و یا عوام آنها هستند که گمان میکنند چه با خشونت داخلی از هر جبههای که باشد و به هر طریقی که اعمال شود، چه به ویژه خشونت خارجی، بمباران و تجاوز به خاک و مردم ایران، ممکن است به اهداف خود، هرچه باشند، برسند. بازی جنگ و شورشهای خشونتآمیز، انقلابها و کودتاهای خشن هرگز در طول تاریخ جز خشونت و بسته شدن بیشتر فضای سیاسی و دور شدن افق توسعه و آزادی و دموکراسی ثمرهای جز برای جنایتکاران و تاجران سلاحهای مرگبار نداشته است.
شکی نداریم که دولتهای متجاوز به ایران هدفی جز منافع نظامی و اقتصادی خود ندارند؛ به ویژه آمریکا که در آن یک رئیس جمهور فاسد، بیمار روانی، اقتدارگرا و قانونشکن، نظام سیاسی این کشور را به بُنبستی غریب کشانده است و یا در اسرائیل که نتانیاهو برای گریز از جرایم خود و به فراموشی سپردن مسئولیتش در وضعیت کنونی این کشور، هر روز به آتش جنگ دائمی خود با همه همسایگان دامن میزند. شکی نداشته باشیم که این دولتها چیزی جز نگونساری برای مردم خود نخواهند داشت. اما این را نیز فراموش نکنیم که هر بار در ایران فرصتی برای باز کردن فضای سیاسی، تغییر رویه اقتدارگرا، آشتی با جهان و تلاش برای تغییر دادن چهره ای که کشور ترسیم شده در خارج از آن، پیدا شده یا هیچ تلاشی در این زمینه انجام نگرفته و یا تلاشهای اندکی هم که انجام شده با ابزارهای مختلف به شکست کشانده شدهاند تا باز هم حرف اول و آخر را تندروترین گروهها بزنند. از این رو حتی اگر کشور بتواند از این جنگ سخت به اندازهای سالم بیرون بیاید که بتوان آیندهای در کوتاه و میان مدت برایش متصور شد، راه درازی برای رسیدن به ثبات و بهبود حتی حداقلی و نسبی مردم خود در پیش دارد، راهی که اگر از نخستین گامها به سوی آزادی و دموکراسی و انعطاف و آشتی در سیاست خارجی (با حفظ استقلال و تمامیت ارضی و سیاسی کشور)، پیش نرود کمتر امیدی میتوان به بهبود اوضاع داشت.
باید بدانیم هر روز که جنگ ادامه پیدا کند فاصله ما با توسعه و آزادی و دموکراسی بیشتر میشود و بهایی که باید برای رسیدن به آنها پرداخت شود، ممکن است نسلها به طول بکشد. بنابراین، مبارزه برای پایان دادن به این فرایند ویرانگر در کوتاهترین زمان ممکن و خروج از منطق خشونت و انتقام و کشتار و بیرحمی و انتقامجویی، تنها راههایی هستند که برای رسیدن به جهانی بهتر و کشوری آرامتر که مردمانش بتوانند در آسایشی نسبی و صلحی اجتماعی با یکدیگر زندگی کنند، وجود دارد. به امید آنکه همه ما از خیال واهی، پوپولیستی، سادهپندارانه و خطرناک گشایش از خلال خشونت، بیرون بیاییم و این توهم که با ویرانی و بیرحمی، نفرت و طرد و نابودی دیگری و سختگیری و کشتار میتوان به آرامش و ثبات و خوشبختی رسید، بیرون بیائیم.
ناصر فکوهی
۱۸ اسفند ۱۴۰۴
ورود
ورود
بازیابی رمز عبور .
کلمه عبور برایتان ایمیل خواهد شد.