پاره‌ای از یک کتاب(۱۹۰): شهرشرکت‌ها

ناصر فکوهی ، درسگفتاری درباره مفاهیم، آسیب‌ها و چشم‌انداز شهرشرکت‌ها، انتشارات انسان‌شناسی و فرهنگ، تهران، 1401، رقعی، 101 صفحه

شهر پایدار
توسعۀ پایدار در دهۀ ۱۹۸۰ در بیانیۀ آیندۀ مشترک ما توسط کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه در سازمان ملل متحد مطرح شد. در این بیانیه توسعۀ پایدار به این صورت تعریف شده است: توسعه‌ پایدار نوعی از توسعه است که در آن نیازهای کنونی بدون از میان بردن توانایی نسل‌های آتی برای رفع‌ نیازهایشان، برآورده می‌شود.
شهرهایی که تحت عنوان شهر پایدار شناخته می‌شوند، بر اساس چنین اصلی است که توسعه می‌یابند. این شهرها اشکال متنوعی دارند که ما در این بخش قصد داریم به سه نمونه از آن‌ها اشاره کنیم. هدف از پرداختن به این گونه‌های شهرپایدار، نشان دادن آن است که توسعۀ شهرشرکت‌ها ضرورتاً باید از اصول و ویژگی‌های پایداری تبعیت کند.

شهرهای سبزآبی
شهر سبزآبی شهری است که در آن گسترش فضاهای سبز و چرخه‌های آب محوریت دارد و این مزایای زیست‌محیطی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی زیادی دارد. انسان به فضای سبز و آب نیاز اساسی دارد. این نیاز صرفا در سطح زیستی نیست؛ طبق تجربه‌های موجود، وجود فضای سبز و آب موجب افزایش احساس آرامش و تعلق میان شهروندان می‌شود.
با توجه به اینکه در شهرهای کنونی، قیمت زمین رشد زیادی کرده، اختصاص دادن سطح بزرگی از زمین شهری به فضای سبز عملاً امکان‌پذیر نیست. شهرهای موجود نیاز بالایی به کاربری‌های مسکونی و خدماتی دارند؛ در نتیجه ساختن یک پارک در شهر به منزلۀ از میان بردن تعداد زیادی فرصت‌های شغلی است.
بدین ‌ترتیب برای گسترش فضای سبز، با استفاده از راه‌حل‌های فناورنه، از ظرفیت نما و بام ساختمان‌ها استفاده می‌شود. برای جاری شدن آب در سطح شهر نیز راه‌حل‌هایی وجود دارد. رم، پایتخت ایتالیا، یک نمونۀ خوب از نظر وجود چشمه‌های آب متعدد است. در معماری رم باستان وجود چشمه‌های آب و حمام‌های عمومی اهمیت زیادی داشته است. در شهرهای جدید نیز گسترش چرخۀ آب امکان پذیر است. می‌توان از میادین برای ساخت آب‌نما و چشمه و از فضای پیاده‌رو برای جوی‌های آب تمیز استفاده کرد. تحقق آن موجب افزایش طراوت شهر و احساس تعلق به آن می‌شود.
در ساخت شهرشرکت‌ها نیز می‌توان به ایدۀ سبز-آبی اندیشید. یعنی علاوه بر فضاهای سبزی چون پارک‌ها، توسعۀ فضای سبز در نما و بام و درون ساختمان‌ها و جاری کردن آب در آن‌ها راه‌حل‌هایی یافت.

شهرهای پیاده
برخلاف تصوری که در قرن نوزدهم و نیمۀ اول قرن بیستم برای موتوریزه کردن شهرها وجود داشت، می‌توان شهرها را از ماشین خالی کرد و بیشتر از حمل و نقل عمومی استفاده کرد. برای تحقق شهرپیاده لازم است پهنه‌هایی ایجاد شود که جز حمل و نقل عمومی، خودرو‌های دیگر حق تردد نداشته باشند.
حتی در تهران نیز گام‌هایی محدود برای گسترش شهر پیاده برداشته شده است. برای مثال پیرامون موزه ایران باستان و مجموعۀ باغ ملی فضاهای پیاده‌ای ساخته شده که خودرو حق ورود به آن را ندارد. در مقابل، در شهرهای اروپایی این موضوع به صورت گسترده‌ای تحقق یافته است. پهنه‌های بزرگی از شهرهای اروپایی به روی ماشین‌ها بسته شده است.
شهرهای صنعتی از ابتدا برای پیاده‌ها طراحی نشده‌اند. هدف طراحی این شهرها استقرار کارخانه‌ها و محل اسکان کارگران بوده است که می‌توان گفت نامناسب‌ترین شکل شهرشرکت است.
شهرشرکتهای صنعتی در اصل دو کارکرد کار و مسکونی داشتند، حمل و نقل مناسبی نداشتند و آلودگی در آن‌ها زیاد بود. توسعه در آن‌ها به معنای موتوریزه شدن بود. در این شهرها خیابان به معنای جایی که خودرو از آن عبور می‌کند، سطح و مساحت بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند و پیاده‌روها کوچکتر می‌شوند. پیاده‌روی به ضد ارزش تبدیل می‌شود و حتی افراد خودرو‌سوار در مقایسه با پیاده‌ها ارزش می‌یابند. نتیجۀ چنین وضعیتی آلودگی شهرها، آمار بالای تصادف و از میان رفتن ارتباطات اجتماعی است.
شهر پیاده زمانی محقق می‌شود که ما بتوانیم مفهوم «شهر نزدیک» را محقق کنیم. شهر نزدیک به معنای آن است که افراد برای رسیدن به مقصد نیازی به طی مسافت طولانی نداشتهب اشند. نام دیگر آن «شهر محله» است. در تهران نیز تلاش‌هایی برای محله‌محوری شد.
محله یعنی پهنه‌ای کامل که کارکردهای متنوعی در آن مستقر شده باشند. هدف از محله‌محوری آن است که افراد برای رفع نیازهایشان به مناطق و محلات دیگر تردد نکنند و در محله خود به صورت پیاده به امکانات و خدمات لازم دسترسی داشته باشند.
البته باید توجه داشت که پیاده‌محوری نباید به قیمت از میان بردن تنوع باشد. لازم است به تنوع کارکردی شهر و جذابیت مسیرهای آن نیز اندیشید تا بتوان در آن پیاده‌روی و پرسه‌زنی را تقویت کرد. پیاده‌محوری در شهر هم به سلامت شهروندان کمک می‌کند و هم رابطۀ حسی جدیدی را برایشان رقم می‌زند.

شهر هوشمند
مفهوم شهر هوشمند پس از پیدایش هوش مصنوعی مطرح شد. مفهوم شهر هوشمند چارچوبی است برای آنکه بتوان از فناوری‌های نوین برای ترویج توسعۀ پایدار استفاده کرد و در نتیجه کیفیت زندگی شهری را بالا برد.
محیط زیست در شهر هوشمند اهمیت زیادی دارد. در این شهر از فناوری برای همسویی انسان با طبیعت و محیط زیست استفاده می‌شود. بنابراین پیش از استفادۀ هرگونه فناوری، ابتدا باید پیامدهای زیست محیطی بلندمدت آن را مورد ارزیابی قرار داد.
از جمله مفاهیمی که در شهر هوشمند مورد توجه قرار گرفته، شهر شب است. در این شهر، فعالیت در اوقات و ساعات شب متوقف نمی‌شود. مدیریت فعالیت و روشنایی در شب، در شهر هوشمند اهمیت دارد؛ زیرا تأمین انرژی در شب به محیط زیست ضربه می‌زند و در نتیجه از فناوری‌هایی همچون انرژی خورشیدی برای تأمین آن استفاده می‌شود. نکات دیگری که در شهر هوشمند واجد اهمیت است، مدیریت زباله و پسماند و همچنین توزیع خدمات شهری است که به واسطۀ ابزار پیشرفتۀ فنی و سازگار با محیط زیست انجام می‌شود.
شاید این پرسش مطرح شود که آیا در شهر هوشمند می‌توان به مقوله‌ای همچون هویت اندیشید؟ پاسخ مثبت است. مفهوم هوشمندی با هویت تعارض ندارد؛ هویت یک شهر ساختنی است. این موضوع در شهر هوشمند سامسونگ نیز تجربه شده است و هوشمندی خود می‌توان به نوعی هویت تبدیل شود.
لازم است که شهرشرکت‌ها هوشمند باشند. شهر هوشمند شهری انسان‌محور است که قرار است منفعت آن به ساکنانش معطوف شود. در نتیجه چنین رویکردی در مقابل رویکردهای پیشین است که در ساخت شهرشرکتها، صاحبان سرمایه و کار تنها نزدیکی به محل کار، بازار و در نهایت سود خود را در نظر می‌گرفتند و شهرشرکتها را برای استثمار بیشتر افراد می‌ساختند.