واژه نامه بوردیو (۱۸): حقیقت

ترجمه ناصر فکوهی

VÉRITÉ
« S’il y a une vérité, c’est que la vérité est un enjeu de luttes. »
(« Une classe objet », Actes de la recherche en sciences sociales, n°۱۷/۱۸, ۱۹۷۷, pp.1-5)

حقیقت

«اگر حقیقت وجود دارد، دلیل آن است که آن حقیقت ، موضوع مبارزات است.»

( « یک طبقه شیئی»، اسناد پژوهشی در علوم اجتماعی، شماره ۱۷-۱۸، ۱۹۷۷، صص. ۱-۵)

« Je sais que je suis pris et compris dans le monde que je prends pour objet. Je ne puis pas prendre position, en tant que savant, sur les luttes pour la vérité du monde social sans savoir que je le fais, que la seule vérité est un enjeu de luttes tant dans le monde savant (le champ sociologique) que dans le monde social que ce monde savant prend pour objet […] et à propos duquel il engage ses luttes de vérité. En disant cela, et en préconisant la pratique de la réflexivité, j’ai aussi conscience de livrer aux autres des instruments qu’ils peuvent m’appliquer pour me soumettre à l’objectivation, — mais en agissant ainsi, ils me donnent raison.
Du fait que la vérité du monde social est un enjeu de luttes dans le monde social et dans le monde (sociologique) qui est voué à la production de la vérité sur le monde social, la lutte pour la vérité du monde social est nécessairement sans fin, interminable. »
(Science de la science et réflexivité, Cours du Collège de France 2000-2001, Raisons d’Agir, 2002)

« من می دانم که درگیر جهانی هستم که به مثابه (شیئی)عینیت انتخاب کرده ام و در همین جهان نیز فهمیده می شوم. و نمی توانم به مثابه یک دانشمند درباره مبارزاتی که برای حقیقت جهان اجتماعی انجا م می شوند موضع بگیرم، بی آنکه بدین امر آگاه باشم، بدون آنکه بدانم که تنها حقیقت ، همان موضوع مورد جدال چه در جهان دانش ( میدان جامعه شناختی) چه در جهان اجتماعی است که جهان دانش آن را موضوع کار خود گرفته (…) و با همین هدف است که مبارزات خود در راه حقیقت را به راه می اندازد. با گفتن این امر و با توصیه به عملکرد بازتابندگی، من خود این را نیز می دانم که به دیگران ابزارهایی داده ام که می توانند آنها را در مورد خود من نیز به کار برند، تا مرا وادار به عینی شدن(شیئی شدن) کنند – اما آنها با این کار حرف های مرا به کرسی نشانده اند. از آنجا که حقیقت در جهان اجتماعی خود موضوع مبارزاتی است که در جهان اجتماعی و در جهان ( جامعه شاختی ای که ) مسئول تولید حقیقت درباره جهان اجتماعی است، انجام می گیرند، مبارزه برای تحقق جهان اجتماعی امری ضرورتا بی پایان و بی نهایت است. » ( دانش دانش و بازتابندگی، دروس کلژ دو فرانس ، ۲۰۰۰-۲۰۰۱، انتشارات رزون داژیر، ۲۰۰۲)