شری سامبا(Chéri Samba)، نقاش کنگویی(۱۹۵۶)، میگوید: «فرزانگی و شناخت، ثمره دانش نیستند». برای او که هرگز به مدرسهای برای آموختن نقاشی نرفته، این هنر و پیش از آن، طراحی، با خود زندگی آغاز شد. در مدرسه، با کپیبرداری از طرحهای مجلات و همین او را به یک طراح قدرتمند بدل کرد. سامبا همچون بسیاری از آفریقاییها، عاشق رنگها و به ویژه رنگهای زنده است. او در غرب «نقاشی مردمی» خوانده است و خود میگوید: وقتی غربیها از «هنر مردمی» صحبت میکنند، در ذهنشان منظور هنری است که در آن اثری از عمق ِ اندیشه وجود نداشته باشد، در حالی که من برای کارهای خود، هر چند آنها را از زندگی روزمره الهام میگیرم، اما بسیار زیاد فکر میکنم. به همین دلیل است که این ایده به ذهن سامبا آمد که در نقاشیهایش، حتی در تابلوهای بسیار بزرگش، درست همانند همان طرحهای مجلات که در کودکی میدید، قابهایی با نوشته بگذارد. به این ترتیب مردم زمان بیشتری را در برابر کارهای او متوقف میشوند تا متنهای روی آنها را بخوانند. آدمهای نقاشیهایش همگی برگرفته از کوچه و خیابان و صحنههای زندگی روزمره هستند و گونهای شادی درونی را از خود نشان میدهند.
کارهای سامبا، گویای یک نفاشی ِ شاد و خوشبخت با رنگهایی درخشان و امیدوارکننده در سرزمینی است که همه چیز را در خود برای نومیدی از زندگی انباشته است. پیرامون او با این همه، و شاید به همین دلیل، به صورت مبالغهآمیزی زیباییسازی شده است. گاه کار او ممکن است به نظر نزدیک به سبک ناییو بیاید اما در حقیقت با آن، فاصله زیادی دارد. سامبا هیچ تلاشی نمیکند تا به ظرافت و ریزهکاریها در کالبدهای کوچک بپردازد و برعکس آدمهای خود را بزرگ و گاه عظیم ترسیم میکند. آنها خلق و خوی آفریقایی شاد و سرشار از رنگهای گوناگون و لباسها رنگین و دلپذیر و تمیز هستند و حتی اگر آنها را در برهنگیشان رها کند، پوست شفاف و رنگ زیبای آن، چشم انسان را خیره میکند. با نگاه به هریک از تابلوهای او میتوان درک کرد که چرا همه انسانها منشاء خود را در آفریقا مییابند؛ چرا امید و شادی، نشاط و رقص و حرکت و رنگ، اجزایی تفکیکناپذیر از وجود او و وجود انسانها هستند.
آثار شری سامبا روی اینترنت
https://www.artnet.com/artists/ch%C3%A9ri-samba/









