مرور برچسب

باستان شناسی

واژه های یک فرهنگ (۲۷) «باستان شناسی»: در میانه راه

این امری اساسی است که فرایندهای باستان شناسی، تاریخی و کنشگران آنها را با یک نگاه و به صورتی کلیشه ای نه به مثابه افرادی به دور از هر گونه اندیشه سوء تلقی کنیم و آنها «فرشتگانی معصوم» بپنداریم که دغدغه ای جز کمک به حفظ آثار باستانی ما…

واژگان یک فرهنگ (۲۶): «باستان شناسی» : ویرانه های بی معنا

سفرنامه های جهانگردان اروپایی و آمریکایی که از قرون هجده و نوزده و حتی پیش از آن از ایران می گذشتند، حکایت از مشاهدات آنها از آثار باستانی است که اغلب به صورت ویرانه هایی در گوشه و کنار این پهنه و به ویژه در مناطقی چون خوزستان و فارس و…